زين الدين محمود واصفى

449

بدايع الوقايع ( فارسى )

و اگر نتوانم آتشى افروزم و در نظر اكابر اين كتاب را بسوزم و الا جناب ايشان اعتراف نمايند كه من اين سخن را نادانسته و بىملاحظه گفته‌ام تا زحمتهاى من ضايع و هدر نشود . اكابر همه متوجه مولانا ناصر الدين محمد شده گفتند كه : جواب او را چه مىفرمايند ؟ مولانا فرمودند كه اين تصنيف و تدوين وى نيست اين از كس ديگر است كه بر خود بسته . [ چون ] مولانا شهاب اين سخن را شنيد گفت : خدا را اى مخاديم يك لحظه متوجه اين كمينه باشيد تا جواب ايشان را به عرض رسانم . بر ضمير منير آفتاب تنوير پوشيده نباشد « 1 » كه اين تصنيف‌زاده و نتيجهء طبيعت من است و اين شخص كه مقارن ايشان نشسته نطفه و نتيجهء « 2 » صلب ايشان است . اين هردو [ امر ] بر يك وزن است ، هرگاه ايشان به شواهد عدول ثابت گردانند كه آن فرزند از صلب ايشان است من نيز اثبات نمايم كه اين كتاب نتيجهء طبع من است . مولانا ناصر الدين محمد را حالتى عارض شد كه مردن از آن بهتر باشد و ديگر مولانا به هيچ مجلسى حاضر نشد . بعد از آن مولانا شهاب متوجه امير عليشير شد . ابرام و تشدد وى از حد [ در ] گذشت . كار به جائى رسيد كه با وجود اين فضايل و كمال پايمال ارذال « 3 » گرديد و دام تمسخر اهل فضل شد . امير عليشير او را در تذكرة الشعراى تركى چنين ذكر كرده بود كه : مولانا شهاب مدون « 4 » لقبى بيله مشهور دور و آنى عجايب المخلوقات ديسه بولور با وجود اول كيم كلام اللّه آياتين بات تپار او چون تدوينى قيليب‌دور كيم علما و قرا تعجب و حيرت يوزيدين تحسين قيلور لار « 5 » موندين باشقه داغى صلاحيت ليق كشىدور بر نوع قديمانه شعر هم ايتور اما يقين دور كيم آدمى ليق صورتيدين فسخ « 6 » بولوب اوزكاجانور صور تيغه مسخ

--> ( 1 ) - بقيه نسخ : معلوم ضمير منير آفتاب تنوير باشد كه ( 2 ) - A ، C : قطعه نتيجه ( 3 ) - A ، C : ارازل ، بقيه نسخ : ارزال ( 4 ) - فقط در نسخه T آمده ( 5 ) - T : قالولار ( 6 ) - A : محو ، P : محامع ، B و B 2 : مسخ